پاکدشت (پلشت(
بر اساس تحقیقات
محلی این روستا مهمترین و بزرگترین مرکز سکونت این ناحیه به شمار میرفت
و تقریبا بعنوان مرکز ثقل سایر روستاها محسوب میشد. بانظر به اهمیت این
آبادی چرا کلمه پلشت که به معنای زشت و پلیدی میباشد برای این روستا
انتخاب شده تاکنون اسناد محکمی مبنی بر پاسخ سوال فوق بدست نیامده است
و لیکن آرا مختلفی در این خصوص وجود دارد که در این میان
به چند نقل قول که محتمل تر است میپردازیم. گوینده در گدشته های بسیار
دور در این محل با تلاقی وجود داشته که منشاء آلودگی و رشد پشههای مالاریا
و بیماری زا بوده است به همین خاطر این نام را بر آن نهاده اند.
در این خصوص باز نقل دیگری مطرح است گویند این نام
برگرفته از پل بسیار بزرگی است که در ابتدای اراضی شرقی این آبادی قرار
گرفته که این پل بر روی مازاد آب و رودخانه جاجرود که بنام «لات جبیو»
مشهور است احداث شده است این پل دارای 6 دهانه بزرگ بوده لذا بنام شش
چشمه معروف گشته است. بر همین اساس این آبادی پل دشت نام گرفته. که
در گذر زمان و محاورات روز مره ابتدا به پلاشت و سپس به کلمه پلشت تغییر
نام یافته است.
وجود آب کافی اراضی حاصلخیز تمرکز برخی از امکانات از
قبیل حمام آسیاب آبی، مسجد جامع، مغازه و یا مخازن و انبارهای گندم اربابی
سبب گردیده بود افراد بیشتر ی نسبت به قراءدیگر اطراف در این آبادی
استقرار یابند. بدین گونه این آباد یدر مقایسه با قراء دیگر از آبادانی بیشتری
برخوردار بوده. از نظر بافت اجتماعی آنگونه که نقل قول شده است ساکنان
اولیه و اصلی این آبادی همان اقوام پازوکیها بودند و سپس طوایف دیگر مانند
تاجیکها و بخشیها که آنها نیز، بومی بوده اند.
نکته مهم دیگر اینکه از میزان جمعیت این
روستا در گذشتههای دور اطلاع دقیقی دردست نیست اما براساس گفته اعتماد
السلطنه در سفره نامه خود در عهد ناصرالدین شاه قاجار (1286) نفوس این آبادی
را به طور تقریبی بالغ بر60 خانواده برآورد نموده است که نسبت به دیگر
آبادیها نفوس بیشتری را در برداشته آنگونه که نقل شده است.
برخورداری این روستا از برخی امکانات خدماتی
از قبیل حمام آسیاب آبی موجب گردیده بود افراد آبادیهای اطراف جهت بهره
وری از آنها به این آبادی بیایند که معمولاً در مقابل ارائه چنین خدماتی
جنس پرداخت میشد.
اما دروان تحول این آبادی به دهه 1300 برمیگردد زمانیکه
رضاخان برای بازدید املاک عزیز خانی به این منطقه میآید. حاصلخیزی و چشم
انداز این ناحیه توجه آنرا بخود جلب مینماید. و دستور ساخت یک باب بیمارستان
و یک واحد آموزشی را در آبادی پلشت صادر مینماید بطوریکه این مرکز درمانی
دارای تخت برای بستری بیماران، اتاق جراحی ودیگرامکانات مورد نیاز یک بیمارستان
بوده است. بدین ترتیب با تمرکز مرکز خدماتی درمانی آموزشی در این آبادی
برونق آن بیش از پیش افزوده گردید در همین جهت باید اضافه نمود در دهه های
بعدی امکانات خدماتی جدیدی در اینروستا متمرکز یافت و بر پایه همین هدف
در دهه 1350 این روستا از سوی وزارت کشور وقت به مرکز بخش تبدیل گشت. لکن
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی رشد مراکز خدماتی این آبادی رو به افول رفت
و نام آن در تاریخ آذر 1366 تحت عنوان پاکدشت تغییر نمود
مامازند
مامازند یکی دیگر از آبادیهایی عزیزخانی است . که از
اراضی بسیار مرغوبی بهره مند بود. آنچه در خصوصی قدمت آن باید اشاره داشت
.این است که این آبادی مانند روستاهای اطراف خود دارای سابقه طولانی
سکونتگاهی نمیباشد چرا که در سفرنامه ناصرالدین شاه که توسط اعتماد
السلطنه تنظیم یافته علیرغم اینکه مشخصات و برخی اطلاعات پیرامون روستاهای
این منطقه گزارش نموده اما نامی از این آبادی به میان نیاورده است.
بنابه گفته اهالی آبادی پلشت، در گذشته بیشتر زمینهای مزروعی این آبادی
متعلق به آنها بوده که بعدها به صاحبان فعلی آنها واگذار گردید.
این آبادی از لحاظ موقعیت جغرافیای از سمت شمال به
جاده اصلی تهران- مشهد و نهر بزرگ که از رودخانه جاجرود منشعب میباشد بنام(لات
محمد آباده) و از سوی جنوب به اراضی روستای پاکدشت و نهر بزرگ دیگر بنام
« لات جیتو» از سوی غرب به روستاهای پلشت و قوهه و از شرق به اراضی
روستای کبود گنبد و رودخانه جاجرود محدود میباشد در مورد وجه تسمیه این آبادی
اسناد تاریخی معتبر متقنی وجود ندارد اما نقل شده است. در عهد زندیه ندیده
مادر کریم خان زند در این آبادی سکونت داشته و برهمین اساس این نام را
(مامازند) بر این مکان نهادند
.
بنابراین نتایج
تحقیقات محلی انجام شده، رونق زندگی در این محل به عهد ناصری
قاجار برمیگردد. یعنی زمانیکه این اراضی به تصرف عزیزخان خواجه در آمد.
گویند قبل از آن در میان این اراضی تنها یک قلعه متروک وجود داشته که
آثار آن تا چندین سال پیش وجود داشت و بجز آنهم هیچ بنای دیگری نبوده و
این قلعه فقط در فصل تابستان مورد استفاده کارگرانی که برای دروی مزارع
گندم این ناحیه از شهرستانهای دیگر میآمدند قرار میگرفت . و در بقیه ایام
سال متروک و خالی میماند. ولی وقتی که عزیزخان چنان به این منطقه آمد
فردی را بنام علی که اهل کرمان بوده و بعدها به بلوک باشی ملقب شد به
در این محل آورد و در قلعه فوق آنرا مستقرنمود. بعد از گذشت یکسال که به
کشت و زرع پرداخته بود محصولات خوبی را تولید نمود به همین خاطر سرپرستی دیگر
بلوکات را به آن واگذار نمود و ایشان بنام علی بلوک باشی معروف گشت و
بنابه در خواست عزیزخان تعدادی از بستگان خود را با اهل خانواده از کرمان
به این محل انتقال داد وآنان و برای همیشه در مامازند ساکن شدند. بدین
ترتیب اولین ساکنان مامازند که خانواده کرمانیها بودند. در این آبادی
استقرار یافته که بتدریج خانواده های دیگر بنامهای اسدبیک و خراسانیها به
جمع آنها اضافه شدند.
نتایج مطالعات محلی نشان میدهد در اواخر دوران قاجار
تعداد جمعیت ساکن این آباد که عمدتا در داخل قلعه میزیستند حدود 10 الی 15
خانوار بوده است. همانگونه که گفته شد با روی کار آمدن رضاخانی این املاک
به آن واگذار گردید. اما در این فاصله زمانی یعنی دوران حکومت رضاخان
تحولات فضایی و فرهنگی این آبادی آغاز گردید با گذشت زمان و شروع جنگ
جهانی دوم که با سقوط رضاخان همراه بود
صحنه سیاسی این کشور بدست آمریکایها افتاد و آنان بر
اساس سیاست نفوذ در کشورهای جهان سوم اقدام به یک سری کمکهای اقتصادی
نمودند. در همین راستا امریکائیها در این منطقه برای تشکیل سازمان اصل چهار
ترومن به مطالعه پرداختند و نهایتاً باغ انگوری این آبادی را برای مقصود
خود انتخاب نمودند. سپس در همان سال ساختمانهای اداری ،انباری سازمان
احداث گردید بدین ترتیب این تشکیلات فعالیت خود را در مامازند آغاز نمود و
به مدد طرحها و برنامههای سازمان اصلی چهار برای اولین بار در این منطقه
(مامازند) در سال1325آب لوله کشی حمام با آب سرد و گرم بصورت بهداشتی
ساخته شد. همچنین در زمینه فعالیت های کشاورزی در حالیکه در روستاهای
اطراف کار با گاو بصورت یدی انجام میگرفت. در این آبادی از وسایلی از قبیل
تراکتور دیسک استفاده میشد.
برهمین اساس کشاورزی در این آبادی رونق بسیار یافت.
بالاخره بعد از اتمام ماموریت اصل ترومن این فضا در سال1331 به دانشسرای
کشاورزی تغییر یافت که در این مرکز ضمن تریب معلمین کشاورزی روستائیان را
در امور کشاورزی راهنمایی و یاری میکردند سپس در سال1337 این دانشسرا را به
مرکز آموزش کشاورزی تبدیل گشت و این مرکز در طول دوران فعالیت خود حدود3
هزار معلم کشاورزی، دهیار، مروج ارزیاب بانک کشاورزی، دیپلم را تربیت نمود.
اما در سال1345این مرکز به دانشسرا عالی سپاه دانش
تعبید نام یافت با این تفاوت که سطح آموزش آن تا میزان فوق دیپلم و لیسانس
ارتقاء یافت و آنگاه در سال1353 این دانشسرا به دانشگاه سپاهیان انقلاب
تبدیل شد.
بعد از پیروزی
انقلاب اسلامی به دانشگاه ابوریحان بیرونی و نهایتاً در سال1362 این دانشگاه
به مجتمع عالی ابوریحان بیرونی تحت پوشش دانشگاه تهران به فعالیت خود
ادامه داد که در حال حاضر این مجتمع با 193 هکتار زمین و حدود 7 هکتار زیر
بنای ساختمان و تاسیسات روز دارای دو شاخه کشاورزی و بهداشت به ترتیب
دانشجو مشغول میباشد. بنابر این با توسعه این مرکز دانشگاهی در این روستا
زمینه های توسعه فرهنگی اجتماعی آن بیش از بیش فراهم آمد به همین خاطر
رشد جمعیت آن در دهه 1340 و 1350 آغاز و در سالهای بعد از پیروزی انقلاب
اسلامی این روند شدت یافت
خاتون آباد
یکی از مهمترین آبادیهای (بهنام پازوکی) ورامین که
در گذشته از آبادانی خوبی برخوردار بوده این روستا است که در شمال باختر
روستا پاکدشت واقع شده ، و بافت قدیمی این محل نشان دهنده آنست که در
گذشته سکونتگاههای آبادی در کنار نهر بزرگی که از رودخانه جاجرود منشعب میشده
بصورت تقریبا خطی استقرار داشته اند و اما باید اضافه نمود اطلاعات معتبر و
متقنی از گذشته این آبادی وجود ندارد. مهمترین سند تاریخی که از این آبادی
نام به میان آورد. سفر نامهای است که درعهد ناصرالدین شاه بوسیله اعتماد
والسلطنه در سال 1283 نگاشته شده است در این متون تاریخی ازخاتون آباد
بعنوان روستای آباد یاد میکند که در آن فردی بنام حاج علی کنی کاروان
سرای مناسب و جای برای استراحت مسافران بین راهی داشته است همچنین در
همین سند میزان جمعیت این آبادی را حدود60 خانوار که عمدتا از اقوام پازوکی
ها بودند تخمین زده شد و آنطوریکه قرائن نشان میدهد اساس فعالیت های
اقتصادی این آبادی وابسته به کشاورزی و دامداری بوده است. سوابق فوق
حاکی از انست که در گذشته این آبادی بعد از روستای پاکدشت مهمترین آبادی
منطقه به شمار میرفته . ولی خاتون آباد از نقطه نظر موقعیت جغرافیای و
نوع مالکیت اختلاف قابل ملاحظه ای را با دیگر روستاها داشته برهمین مبنا این
آبادی از لحاظ زمانی خیلی زودتر از دیگ4ر نقاط در معرض تغییر و تحولات
قرار گرفت
تبلیغات 


